ب ای ها
X
تبلیغات
رایتل

ب ای ها
 
وبلاگ رسمی بروبچ ب سمپاد رشت

به سایت رسمی بروبچ (سابق) ب سمپاد رشت خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ 1389,10,08 توسط فرهود

بسی رنج بردم در این سال سی / که مدرک بگیرم زبد شانسی 

نشد، دادم از کف همه زندگی / نهادم به سر افسر بندگی 

نبودم اوائل چنین ناتوان / ببودم به سر موی و بودم جوان 

نه تن خسته و ناتوان بودمی / نه اینگونه نامهربان بودمی 

نه اهریمنی طینتی داشتم / نه بر خوی بد عادتی داشتم 

کنون بشنوید اینکه بیچاره من / چنان گشته‌ام اینچنین اهرمن 

بود شرح احوال من بس دراز / ولی قطره آن گویم از بحر، باز 

به هوش و خرد شهره بودم به شهر / نبودی چو من درسخوانی به دهر 

به کنکور در رزم کنکوریان / زدم تستها را یکی در میان 

به کف آمدم رتبه‌ای زیر صد / نیارد چو من رتبه کس تا ابد 

خیالم که دیگر مهندس شدم / نبودم خبر زینکه مفلس شدم 

به خود وعده‌ای نیک دادم همی / که چون در خط درس افتادمی 

بیابم اگر صد هزاران کتاب / زنم از خوراک و میرم ز خواب 

چنانش بخوانم به روزانه شب / که خود گردم از کار خود در عجب 

ولیکن چو پایم بدینجا رسید / نبیند دو چشمت که چشمم چه دید 

به هنگامه ثبت نامم دمار / برآمد به یک روزه هفتاد بار 

به «آموزش»اش چون گذارم فتاد / رخ سرخ من رو به زردی نهاد 

چو دادندمی صد هزاران ورق / به رخساره زردم آمد عرق 

چنان بی کس و خسته ماندم به صف / که رست از کف کفش مخلص علف 

پس از آن چو دیگر به صف ماندگان / به یک نمره گشتم من از بندیان 

بماند، پس نمره‌ای گم شدم / جدا از خود و شهر و مردم شدم 

به خود گفتم این زندگی بهتر است / ره دانشم راه پر گوهر است 

گذشتم از آن فکر پیشینه‌ام / که من دیگر آن شخص پیشین نه ام 

به من چه که دیگر کسان چون کنند / به من چه، چه در کار گردون کنند 

به من چه فلانی دل آزرده است / به من چه خر مش رجب مرده است 

گذشتم از آن فکر پیشینه‌ام / که من دیگر آن شخص پیشین نه ام 

که دانش چراغ ره آدم است / کلید در گنج این عالم است 

چو فرصت غنیمت شمارم کنون / مرا علم و دانش شود رهنمون 

پس از آن به مکتب نهادم چو پا / ز یک درب چوبی بسی بی صدا 

به رزم اندر آمد یکی اوستاد / بگفتا شکاری به دام اوفتاد 

بچرخید و گردید و غرید و گفت / در این پهنه یکدم نشاید که خفت 

که من دکترا از فلان کشورم / یل سر سپاه فلان کشورم 

برای دیدن بقیه ی شعر به ادامه مطلب برین

کنون گفته باشم به آغاز درس / ز کس گر نترسی، ز مخلص بترس 

بگفتم که درست بسی ساده است / کدامین خر ز درست افتاده است؟ 

بگفتا که درسم بسی مشکل است / خیالات تو ای جوان باطل است 

چنانت بکوبم به گرز گران / که پولاد کوبند آهنگران 

پس از آن سخنها و آن سرگذشت / دوماهی چو از آن سخن‌ها گذشت 

ریاضی یکم نمره بر شیشه زد / هزاران غمم تیشه بر ریشه زد 

علومی چو بر بنده لشکر کشید / سپاه معارف به دادم رسید 

یکی بیست بگرفتم از ریشه‌ها / نشد کارگر زخم آن تیشه‌ها 

پس از آن معارف ز من قهر کرد / دهانم ز تلخی چنان زهر کرد 

به تالار و در گرمی ماه تیر / بیامد ز در اوستادی چو شیر 

بگفتا که در رزم نام آوران / بدان،‌ خوان اول بود امتحان 

فراهم شد از جمع ما لشگری / یکی پهلوان‌تر از آن دیگری 

اتودها کشیده همه از نیام / که باید نمودن به دشمن قیام 

چو آمد فرود آن یل از پشت زین / ببست افسار رخش خود بر زمین 

کشید از نیامش سوالات را / بگفتا که حل کن محالات را 

سپه را به یک غرش آرام کرد / یلان را چنان اسب خود رام کرد 

بگفتا که درسم بسی ساده است؟! / کدامین کس از درسم افتاده است؟! 

کنون گر توانی برو بچه‌جان / به فنی زبندم تو خود را رهان 

نشستم چنان سنگ بر صندلی / به خود گفتمی اینکه ول معطلی 

برو فکر دیگر بکن این جوان / مگر ترم دیگر شوی پهلوان 

شدم بر خر نحس شیطان سوار / دو صد حیله را چون نمودم قطار 

به یک روزه صدها گواهی بکف / به ظاهر پریشان و در دل شعف 

بگفتم که من موقع امتحان / ببودم به بستر بسی ناتوان 

که رحمی کن ای پهلوان رهنما / بیا بر من اکنون تو راهی نما 

کنون تا نیفتم به حال نزار / برونم کش از پهنه کارزار 

دو ترمی در این نابرابر نبرد / دگر از چه آرم سرت را به درد 

هزاران کلک را زدم بیش و کم / که شاید برون آیم از پنچ و خم 

رهی پرفراز و خم اندر خم است / در این ره هزاران چو من رستم است 

یکیشان به رخش و یکی مرده رخش / یکی با درفش و یکی بی درفش 

هر اینک در اندیشه کارزار / مگر آخر آید غم روزگا



 
تمامی حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به "ب ای ها" (خودمون) میباشد | طراحی : پیچک

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service

PageRank